فهرست فصل ۶ از ۳۴

بخش دوم: از هستی تا هستی‌بخش

سیر فکری در جهانی که پر از پدیده‌هاست، با پرسش‌هایی آغاز میشود که از دل تجربه‌ی «بودن» برمی‌خیزند. اساساً چرا چیزی هست به‌جای آن‌که نباشد؟ آیا آن‌چه هست، بر چیزی فراتر تکیه دارد؟ آیا نظم، آگاهی، و پیوستگی جهان، رویدادهایی بی‌پایه اند یا ریشه و توضیحی دارند؟
در این بخش، می‌خواهیم ببینیم: آیا می‌توان بدون تحمیل باور یا انکار شتاب‌زده، از درون پدیده‌ها، به سرچشمه‌ی آن‌ها اندیشید؟

اما پیش از آنکه گام در مسیر یافتن سرچشمه‌ی هستی برداریم، شایسته است روشن کنیم که دقیقاً در پی چه نوع شناختی هستیم.
هدف ما در این بخش، نه دستیابی به یقینی از جنس ریاضی یا اثباتی آزمایشگاهی، بلکه تلاش برای روشن ساختن یک ضرورت عقلی برای وجود مبدأ هستی خواهد بود؛ ضرورتی که می‌کوشیم آن را از طریق بررسی دقیق گزینه‌های بدیل و نشان دادن ناسازگاری منطقیِ آن‌ها آشکار سازیم.
چنین شناختی، هرچند همواره مجالی برای پرسش‌های بیشتر باقی می‌گذارد، اما می‌تواند پایه‌ای استوارتر از انکار پیشینی یا پذیرش بی‌چون‌وچرا، برای فهم بنیان این جهان شگفت‌انگیز فراهم آورد.
با این توضیح، اکنون به سراغ نخستین گام در این مسیر می‌رویم.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی